شمارهٔ ۶۳۸
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یدارد۶ بیت
کامت چو در شوی به خطرها همی دهنددر بحر غوطه زن که گهرها همی دهند
در فکر روزیانه مخور غم که هر سحراز آفتاب زر به سپرها همی دهند
جایی که پردهٔ لب اظهار خامشی استفریاد را چه مایه اثرها همی دهند
از سرد و گرم حادثه چون نخل سربلندیکره زجا مرو که ثمرها همی دهند
آن سرگذشته ای که بجست از میان کارروز جزا چه تاج و کمرها همی دهند
جویا دماغ ساغر عشقست شیرگیردلها همی برند و جگرها همی دهند