گنج

شمارهٔ ۶۳۳

پیچ و خم مو را چو آن مشکین سلاسل می‌دهدداد بی‌تابی دلم چون مرغ بسمل می‌دهد
محرم لب گشت پیغام دل از سعی زبانهرچه آرد موج از دریا به ساحل می‌دهد
کامیابست آنکه می‌بندد کمر بر مطلبیچشم او در کار دل بردن ز ما دل می‌دهد
می‌رسد از پهلوی خم ساغر و پیمانه راآنقدر فیضی که دل را پیر کامل می‌دهد
در بلا خرسند دارد چرخ اهل درد رابرگ عیش عاشقان از پارهٔ دل می‌دهد
تخمی از اشک ندامت گر بیفشاندی به خاکشاد زی من ضامنم جویا که حاصل می‌دهد