شمارهٔ ۶۲۱
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: لمیدهد۷ بیت
به لقای تو هر آن دیده که روشن باشدهمه جا در نظرش وادی ایمن باشد
دل به الطاف ستم پیشه تسلی نشودنبرد تشنگی آبی که در آهن باشد
گرد ظلمت ز بس از صرصر آهم پاشیدلاله را ، داغِ چراغِ تهِ دامن باشد
چرب نرمی مبر از حد، دل افروخته امنه چراغی است که محتاج به روغن باشد
انجم از شوخی چشم تو پریشان حالندماه در پیش رخت سوخته خرمن باشد
هر که را زُورقِ طاقت ، شده طوفانیِ عشقگر همه کام نهنگ است ، به مأمن باشد
در چراغی که بود زنده به عرفان، جویااز گداز دل افروخته روغن باشد