گنج

شمارهٔ ۶۲۰

قافیه: ابازتوشد۱۰ بیت
تنها نه چرخ بی سر و پا رقص می کندهر ذره ای ز شوق جدا رقص می کند
تا گشته ایم مطلع خورشید معرفتاز شوق ذره ذرهٔ ما رقص می کند
بر دوش آه لخت دل خونچکان منچون برگ گل به روی هوا رقص می کند
همچون شراره ای که بود در میان دوددر زلف آن پری دل ما رقص می کند
غلطد به دل اگر ز دل آید سخن برونگوهر بروی آینه ها رقص می کند
دیروز بی تو بود زمینگیر ساغرمامروز با تو نام خدا رقص می کند
شد چون شرر ز پردهٔ فانوس جلوه گراز بس نگار من به حیا رقص می کند
ما در هوای دوست به رنگ شراره ایمیعنی که ذره ذرهٔ ما رقص می کند
دل جوش خسروی زند از فیض نیستیعنقای ما به بال هما رقص می کند
جویا ز جوش شوق ز دل تا به دیده امهر قطرهٔ سرشک جدا رقص می کند