گنج

شمارهٔ ۵۴۸

قافیه: وبخشد۹ بیت
خاکساری جوشن شمشیر آفت می شودکوتهی دیوار را حصن سلامت می شود
رفتگان را طور رفتارش برانگیزد زخاکقامتش چون در خرام آید قیامت می شود
هر مجازی را به درگاه حقیقت مسلکی استچون هوس برخویشتن بالد محبت می شود
رحم در دلها کن ای ساقی که از جام دگرعارض او برق خرمن سوز طاقت می شود
هر کرا باشد قسیم نار و جنت مقتداراضی از دنیا و مافیها به قسمت می شود
طور رفتارش ز بس از جا درآرد سایه راهمچو سروی در پی آن قد و قامت می شود
با دل بیدار عاشق می کند ترک جفاترک من در هوشیاری بی مروت می شود
در تصور با تو همراهند اغیار دغااز خیالت در حریم دیده کثرت می شود
روز تا شب گریه کن جویا که از شرم گناهآب چون گردید دل، اشک ندامت می شود