شمارهٔ ۵۳۹
به دام عشق هر آن دل که مبتلا گرددنواله ایست که در کام اژدها گردد
بسان گرد یتیمی به جبههٔ گوهرکدورت ار گذرد در دلم صفا گردد
به کوی عشق چو پروانه بر حوالی شمعبسی هما که به گرد سر گدا گردد
کسی که در غم اهل و عیال سرگشته استبرای روزی مردم چو آسیا گردد
ز بس قوی شده بی او ضعیف نالی منعجب که شور فغانم ز کوه واگردد
شعار خود کنی ار ترک مدعا جویاامید هست که کارت به مدعا گردد