شمارهٔ ۵۳۳
ترک دنیا باعث نیکویی حال تو شدهمچو موج افشاندن دستی پر و بال تو شد
ریخت گرد خط به گرد عارضت زان کز حیاگردش رنگ آسیای دانهٔ خال تو شد
هر طرف سرو روانت در خرام آمد به نازچشم مردم همچو نقش پا به دنبال تو شد
خیرگی با سایه پرورد نزاکت کافری استای نگه آن صفحهٔ رخسار پامال تو شد
قامتش در خاک و خونم با زبان حال گفتعاقبت کار تو شد گفتم به اقبال تو شد
عندلیب گلشن قدس است دل جویا ولیرشتهٔ بال و پر او طول آمال تو شد