گنج

شمارهٔ ۴۹

ترا محرومی ارزانی زآغوش تپیدن‌هامرا صحرا به صحرا می‌برد جوش تپیدن‌ها
به جای شیر از طفلی ز بس خوناب غم خوردممرا گهوارهٔ راحت شد آغوش تپیدن‌ها
چنان از شش جهت افشرد سختی‌های ایاممکه رفتم چون رگ یاقوت از هوش تپیدن‌ها
بحمدالله که شد دردم دوای درد بی‌دردینهد مرهم به نیش راحتم نوش تپیدن‌ها