گنج

شمارهٔ ۴۸۸

قافیه: اربماند۵ بیت
امشب زمی چو مجلس دلدار گرم شدبازار گل فروشی رخسار گرم شد
جان را ز فیض عشق تعلق بود به جسمچندان بتافت مهر که دیوار گرم شد
بر من از این باده مپیما می نگاهسوزد دلم به سینه که بسیار گرم شد
برداشت چون نقاب ز رخ بزم در گرفتهنگامه ای ز شعلهٔ دیدار گرم شد
جویا چو مهر مطلع انوار فیضهاستآن سرکه از پیالهٔ سرشار گرم شد