گنج

شمارهٔ ۴۷۱

قافیه: وشمبود۶ بیت
در هر شکنی آهم لختی زجگر داردزین نخل عجب دارم تا ریشه ثمر دارد
خوش خط شده زان حسنش کز سبزهٔ پشت لبسرمشق خط یاقوت در مدنظر دارد
بر سر زندش فردا ز افسوس و پشیمانیآنکس که ز ناز امروز دستی به کمر دارد
فریاد که ننماید جا در دل چون سنگشهر چند که فریادم در سنگ اثر دارد
دل بستهٔ زنجیرش جان هم شده نخجیرشاز زلف تو می ترسم کاین مار دو سر دارد
در صیدگهش جویا شیران به کمند آینددل دادهٔ او باشد آن کس که جگر دارد