شمارهٔ ۴۷۰
گریهٔ مستی شگون دارد حریفان سر کنیدباده گر یک قطره هم باشد که چشمی تر کنید
می پرستان می نهم لب بر لب مینا مبادموسم گل بگذرد تا باده در ساغر کنید
گر همه یک قطره آن روست پالش لازم استاین نصیحت را در گوش خود از گوهر کنید
وصف آن گل پیرهن زاندیشه ها بیگانه استگو خیال خویش را صد پرده نازک تر کنید
شوق را سازند رهبر در ره رفتن زخویشدر طریق نیستی چون شمع پا از سر کنید
صبح محشر سر برون آرید چون مهر از زمینمشت خاکی از نادمت گر شبی بر سر کنید