شمارهٔ ۴۷۲
دل از عشق مجازی کی مرا مسرور میگرددکه این پروانه دایم گرد شمع طور میگردد
گزند از پهلوی خود میرسد ارباب خواهش رادل از جوش هوسها خانهٔ زنبور میگردد
نباشی از نمکپروردهات هم روز بد ایمنکه داغ دل ز بخت شور چشم شور میگردد
به هر دور مگر از دور فغفورش به یاد آیدکه اشک از می به چشم کاسهٔ فغفور میگردد
به مقدار توان غالب شوی بر خویش در پیریکمان چون حلقه شد از خود به قدر زور میگردد
شود با هرکه دارد وحشت الفتگزین جویابه دل نزدیک باشد آنکه از ما دور میگردد