شمارهٔ ۴۴۵
دل از بس سوی رخسار تو باشدنگاهم بوی رخسار تو باشد
چو داغ لاله خال عنبرینتگل خودروی رخسار تو باشد
پری بلبل صفت گردد به گردشچو با گل بوی رخسار تو باشد
از آنرو غنچه گردیده است لعلتکه در قابوی رخسار تو باشد
صفای برگ گل را اعتباریبه چشم از روی رخسار تو باشد
جفایی کز خطت بر دل رسیدههم از پهلوی رخسار تو باشد
اگر در کعبه ور در دیر جویاستنگاهش سوی رخسار تو باشد