گنج

شمارهٔ ۴۳۰

قافیه: ازهشد۸ بیت
نوبهار آمد و گلزار صفایی داردچمن از بلبل و گل برگ و نوایی دارد
رونق خانهٔ دل اشکی و آهی کافی استخلوت ما چو حباب آب و هوایی دارد
هر شب از سینه سراسیمه دود از پی آهدر ره شوق تو دل راهنمایی دارد
نسبتی با نمک خال و خط یارش نیستبیش ازین نیست که خورشید صفایی دارد
از حریم حرم حضرت دل می بایدآه ما سوختگان راه به جایی دارد
پیچ و تاب کمر و شوخی رفتار تو کوسرو بیچاره همین قد رسایی دارد
چشم دارم که به تاراج هوسها نرودگوشهٔ خلوت دل خانه خدایی دارد
صبر کن صبر که فریادرست دریابدزانکه جویا لب خاموش ندایی ندارد