گنج

شمارهٔ ۴۱۵

قافیه: رشد۶ بیت
خون جگر زهر بن مو بی تو سر شودهر موی بر تنم زغمت نیشتر شود
بویش نشان زگرد رهی می دهد مراترسم ز سیر گل غم دل بیشتر شود
در باغ رنگ گل چو دل غنچه بشکندهرگه به ناز نوگل من جلوه گر شود
عیش شباب را غم پیری بود ز پیباشد خمار بادهٔ شب چون سحر شود
در سیر باغ بیشتر از خویش می رومدور از تو رنگ و بوی گلم بال و پر شود
گفتی دوای درد تو جویا بگو که چیستوصلت بود علاج میسر اگر شود