شمارهٔ ۴۰۰
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اندارد۷ بیت
نوبهار است و شد از بسکه فراوان گل سرخکوه و صحرا برد امروز به دامان گل سرخ
باغ را موج صفا از سر دیوار گذشتکرده تا در چمن نامیه طوفان گل سرخ
نکهت طرهٔ مشکین تو دارد زانروبه کف باد صبا داده گریبان گل سرخ
ساغر و خنده زنان روی برافروخته بازآمدی نام خدا چون به گلستان گل سرخ
باد شادی و غم عاشق و معشوق مدامتا بود ناله کنان بلبل و خندان گل سرخ
قرمزی شاه نجف زینب این نه چمن استهست در گلشن امکان شه مردان گل سرخ
سایهٔ مرحمتش تاج سر جویا بادتا به گلزار بود خرم و خندان گل سرخ