شمارهٔ ۳۷۲
به آب و رنگ حسن او چمن نیستبه خوش حرفی لعل او سخن نیست
به جایی می رسد هر کس ز خود رفتکه امید ترقی در وطن نیست
اگر لعل است اگر یاقوت اگر میبه رنگ آن لب شکرشکن نیست
اگر بر آسمان رفته است خورشیدتکلف برطرف، چون ماه من نیست
اگر شمشاد اگر سرو ار صنوبربه اندام تو ای گل پیرهن نیست
ز روی گرمت امشب چشم بد دورتفاوت تا به شمع انجمن نیست
به روی آسمان حسن جویاسهیلیی همچو آن سیب ذقن نیست