گنج

شمارهٔ ۳۷۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اندورفت۶ بیت
شوخ بیدادگری همچو تو در عالم نیستپریی مثل تو در نوع بنی آدم نیست
آب و رنگ چمن حسن فزاید زحیابر گل رو عرق شرم کم از شبنم نیست
قانعی را که سرش بر خط تسلیم و رضاستشادیی در دلش از بیش و غمی از کم نیست
در فراق تو مدام آرزوی مرگ کنمزانکه شق شب هجر تو ازین اسلم نیست
شیخ شهر آنکه به خوبی ملکش می خوانیحرف من نیز همین است که او آدم نیست
آنکه از دیدن لعل نمکینش جویانشد از دست در این دایره جز خاتم نیست