شمارهٔ ۳۵۷
در غم شاه شهیدان زار می باید گریستروز و شب با دیدهٔ خونبار می باید گریست
می کند اغیار منع گریه در یاد حسینغم دو چندان شد کنون بسیار می باید گریست
سهل باشد گر کنارت تر شد از جوش سرشکخون دل هم رنگ دریابار می باید گریست
همچو آن ظرف سفالینی که نم بیرون دهدبا همه اعضا در این غم زار می باید گریست
کی تواند چشم تر آبی زند بر آتشمبا دلی از خون غم سرشار می باید گریست
کم نبود این فتنه کز وی زاد بر روی زمینمادر ایام را بسیار می باید گریست
همچنان کز غنچه ها جویا فتد شبنم بخاکهر سحرگه با دل افگار می باید گریست