شمارهٔ ۳۴۹
در حریمش دل و جان باخته می باید رفتشمع سان پای ز سر ساخته می باید رفت
توبه کن تا سبک از خویش توانی برخاستآنچه اندوختی، انداخته می باید رفت
بخت اگر یار و مددکار شود سایه مثالپی آن قد برافراخته می باید رفت
تا شود آینهٔ جلوهٔ او در ره شوقدل زفکر همه پرداخته می باید رفت
بگسلد سلسلهٔ الفت دل تا زکنارای سرشک از پی هم تاخته می باید رفت