شمارهٔ ۳۴۶
قسمت هرکس ز نعمت خانهاش پیمانهای استآنکه ز ابر رحمتش هر قطره رزق دانهای است
جوش یکرنگی ز بس با هم نیاز و ناز داشتدر نظر هر شعلهٔ شمعم پر پروانهای است
بیتو دل در سینهام افگنده شور محشریبیتکلف طرفه سرمستی عجب دیوانهای است
با توکل ساز و در بند غم روزی مباشزانکه هر دندان کلید رزق را دندانهای است
پیش روی ماه من لیلی نیارد سبز شدقصهٔ مجنون به پیش وحشتم افسانهای است
سر به محراب خم شمشیر میآرم فرودقبلهام پیوسته طاق ابروی مردانهای است
در هوایش دل به حیرت داده جویا دیده رابرامیدش باز آغوش در هر خانهای است