گنج

شمارهٔ ۳۴۵

قافیه: نگداشت۷ بیت
مهربانی با خلایق پاسبان دولت استدر حقیقت دل شکستن کسرشان دولت است
بر شکم سنگ قناعت بند و آسایش گزینسیری از چیزی که ممکن نیست نان دولت است
گر حقیقت بین شوی، خون دل خود می خوریآنکه سرمست شراب ارغوان دولت است
باده نوشی را که باشد پادشاه وقت خویشابر عالم گیر بر سر سایبان دولت است
در به روی خلق بگشا تا ببینی فتح بابراندن دربان ز درگه پاسبان دولت است
لقمهٔ بی شبه در کشکول فقر آماده استخون دلها نعمت الوان خوان دولت است
کی رود جویا علم از سیلی پرچم زجایبردباری با سبک مغزان نشان دولت است