گنج

شمارهٔ ۲۸۲

هیچگه بی پیچ و تاب این جسم غم فرسوده نیسترشتهٔ جانم رنگ خواب ار شود آسوده نیست
حیف بر تن گر نه چون فانوس دارد سوز عشقوای بر دل گر به رنگ غنچه خون آلوده نیست
اضطرابی هست در طالع، دل از کف داده رابخت ما سرگشتگان در خواب هم آسوده نیست
ساخت همت فارغ از درد سر محتاجی امجبهه ام جویا ز صندل چون هلال اندوده نیست