گنج

شمارهٔ ۲۷۸

قافیه: اگرفت۵ بیت
لعلت مرا به کام دل آب حیات ریختگویی خدا ز شیرهٔ جان این نبات ریخت
هنگامه ساز صد چو زلیخا و یوسف استته جرعه ای که حسن تو بر کاینات ریخت
نام خدا، لبت رگ ابری است درفشاناز بس گهر زلعل تو حسن نکات ریخت
هندوی چشم شوخ تو از سرخی خمارامروز رنگ میکده در سومنات ریخت
از حسن سیر مایه مرا در سبوی دلجویا می نگاه به قصد زکات ریخت