شمارهٔ ۲۵۵
چشمت که ز خون ما شرابی استدایم پی خان و مان خرابی است
روی تو چو آفتاب پرنورلعلت گل قند آفتابی است
محو خط تست چشم مستتاین کافر گوییا کتابی است
امروز لباس شاهد میاز شیشهٔ بزم او گلابی است
در عین ظهور، روی مستورپنهان به نقاب بی حجابی است
از پلک دو چشم تر به رویمگویی که رباعی سحابی است