گنج

شمارهٔ ۲۵۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: است۶ بیت
همین نه لاله به داغ تو ای سمنبر سوختبه باغ غنچهٔ گل چون فتیله عنبر سوخت
زجلوه ای که نمود آفتاب دیدارتدر آینه چون پر و بال برق جوهر سوخت
اگرچه یافته صد خلعت گداز تنمچو شمع آتش شوق تو بازم از سر سوخت
کسی که گرم رو راه نیستی گردیدگداخت شمع صفت بال سعیش و پر سوخت
بیا به باغ که بیم از نگاه نرگس نیستسپند چشم بدت لاله تا به مجمر سوخت
زشرح نامهٔ پرسوز خود مگو جویاهمین بس است که بال و پر کبوتر سوخت