گنج

شمارهٔ ۲۴۷

همتم کم نتواند برداشتدولت جم نتواند برداشت
گر دو تا نیست قدم از ضعف استقامتم خم نتواند برداشت
هر قدر راندم از جا نرومرام او رم نتواند برداشت
چون دهم شرح سرشک افشانینامه ام نم نتواند برداشت
حیف بر چرخ که با این تن و توشاز دلی غم نتواند برداشت
آنچه در دیده ز دل جویا ریختساغر جم نتواند برداشت