گنج

شمارهٔ ۲۳۶

در توبه کوش، توبه حصار سلامت استسیلاب خرمن گنه اشک ندامت است
از شب توان گرفت مکافات روز راروزی که نیست شب ز پی او قیامت است
صبر گرانرکاب دهد نفس را شکستنصرت همیشه در قدم استقامت است
سرو سهی است سایهٔ بالای او، ولیبر خاک ره فتادهٔ آن سرو قامت است
از سرزنش زیاده شود غفلت عوامبالین خواب خلق ز سنگ ملامت است
بی رخصت رقیب به وصلش نمی رسمچون دیدن بهشت که بعد از قیامت است
جویا ز جور نفس اگر خواهی ایمنیاز خود بپوش چشم که حصن سلامت است