شمارهٔ ۲۳
ما راست ای سرآمد لیلی نگاههااز هر نگه به وادی وصل تو راهها
از حیرت تو چون صف مژگان به دور چشممانده است خشک بر لب ما فوج آهها
بر خاک جلوهگاه تو ای شمع بزم قدسپروانهوار گرم تپیدن نگاهها
توحید را وجود فلکها دلیل بساستاده بیستون ز که این بارگاهها؟
از مهر و ماه، پرردگیان حریم قدسبر آسمان فکنده ز شوقت کلاهها
جویا جواب آن غزل واعظ است ایندلها ز های های غمت خانقاهها