شمارهٔ ۲۲۲
برای منصب خاشاک روبی نجف استاگر بهم مژگان را همیشه جنگ صف است
زکشتزار دگر روزی اهل معنی رابرات دانهٔ ما بر قلمرو صدف است
نگاه شوخ تو غافل به سوی من افتدفغان که تیر خطای ترا دلم هدف است
شکست آن در دندان ز بس رواج گهرصدف به بحر ز افلاس سایل به کف است
فزود قدر زمعنی شناس معنی راکه رتبهٔ سخن از قابلیت ظرف است
به حضرت تو کسی را چه هم سری جویاغلام قنبری و بر ملایکت شرف است