گنج

شمارهٔ ۲۰۳

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: انیاست۵ بیت
دل و ستم ز کار افتاد از پرکاری چشمتتنم لاغر چو مژگان است از بیماری چشمت
شدم آباد ویرانی چو منظور تو گردیدمخرابی را عمارت می کند معماری چشمت
دل خون گشته ام را می کشد بر خار مژگانشنباشد بیش ازین با عاشقان دلداری چشمت
حذر اولی ز بدمستی که خنجر در کفش باشداز آن ترسم که مژگانت نماید یاری چشمت
زبان فهم نگه شاید به این معنی رسد جویانهان با دل ز مژگان است خنجر کاری چشمت