شمارهٔ ۲۰۱
همتم تا دست پر زور هوس پیچیده استدر دل تنگم حباب آسا نفس پیچیده است
می چکد خون نیاز عاشق از بال و پرتای کبوتر نامه را دست چه کس پیچیده است
از زمین تا آسمان آوازهٔ بیداد اوستناله ام در تنگنای این قفس پیچیده است
تا دل صد چاک ر ا دردت به شور آورده استدر فضای سینه آواز جرس پیچیده است
شب، شراری در دل از گرمی خوی او فتادبر سراپا آتشم مانند خس پیچیده است
بادهٔ غفلت ز هوشش برد تا صبح نشوربر تو بیجا اینقدر جویا عسس پیچیده است