گنج

شمارهٔ ۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ها۱۰ بیت
درونم بی‌تو شد دریای خون از شوق دیدن‌هاحبابش داغ‌های سینه، موجش دل تپیدن‌ها
تپیدن می‌کند محروم‌تر از دولت وصلتکه سازد موج‌ها را عین دریا آرمیدن‌ها
به مطلب می‌رسد هرکس خلاف نفس بگزیندبه مقصد عاقبت خواهی رسیده زین تپیدن‌ها
مرو دنبال صید مطلب ای بیگانه از مطلبکه در آخر به سر خواهی درآمد زین دویدن‌ها
ز خود رایی چو معشوق تو جویا عالمی داردتبسم گونه‌ای در عین رنجش واکشیدن‌ها
چنان افکنده دام دلبری زلفت به محفل‌هاکه می‌آید صدای نالهٔ زنجیر از دل‌ها
قدم بردار در راه سلوک ای غافل از مطلبکه غیر از وادی بی‌خود شدن پیش است منزل‌ها
به مطلب می‌رسی گر از سر خود دست برداریدر این وادی شود از بی‌خودی‌ها حل مشکل‌ها
شود نیسان لطفش گرم ریزش چون بر اعمالتنماید جمع از یک دانه اشک تو حاصل‌ها
نمی‌بینیم جویا غیر حیرت حاصل مردمشد از خونابهٔ دل‌ها مگر تخمیر این دل‌ها