شمارهٔ ۱۹۹
بوالهوس را راز عشق او نهفتن رسم نیستهمچنان کز عاشق دل خسته گفتن رسم نیست
یک گل افشا کسی از باغ تمکینم نچیددر ریاض راز دار است شکفتن رسم نیست
عاقبت چون غنچه های لاله رازم گل کندپیش ما داغ دل خونین نهفتن رسم نیست
دستبرد عم چو بیند انبساط از دل مجویغنچه را در دامن گلچین شکتن رسم نیست
غنچه های لاله را هر صبحدم گوید نسیمبا وجود نشئهٔ تریاک خفتن رسم نیست
این به طور آنغزل جویا که طالب گفته استاز رخ فرش چمن گلبرگ رفتن رسم نیست