شمارهٔ ۱۹۱
بی تو دل را سیر گلشن باعث آرام نیستلاله و گل را شراب عیش ما در جام نیست
بسکه در هر حالتی طبعت به شوخی مایل استون در غلطان ترا در خواب هم آرام نیست
اینقدر ناآشنایی هم زخوبان ناخوش استچون تغافل بگذرد از حد کم از ابرام نیست
جنگهای آشتی فرمای او را دیده امهیچ حلوا پیش ما شیرین تر از دشنام نیست
زخمی شمشیر عشقت تن به مردن کی دهد؟لذت بی طاقتی در عالم آرام نیست
هر نوید آمدن جویا حیات تازه استوصل را در مشرب ما لذت پیغام نیست