شمارهٔ ۱۸۹
از صفای خاطر ما هیچکس آگاه نیستعکس را در خلوت آیینهٔ ما راه نیست
فارغ از قید عبادت نیست در عالم دلیاین نگین را نقش شیر از بندهٔ درگاه نیست
قامت خم بسته از حرص آنکه از طول املرشتهٔ قلاب صید مطلبش کوتاه نیست
داغ خواری لازم روی طلب افتاده استدعوی ما را دلیل روشنی چون ماه نیست
هر طرف رو می کنی جویا به مقصد می رسیدر ره از خویش رفتن هیچکس گمراه نیست