شمارهٔ ۱۸
سینهٔ صد چاک مانند قفس داریم مانالهٔ پهلو شکافی چون جرس داریم ما
رازدار عشق را نبود مجال دم زدنبخیه بر زخم دل از تار نفس داریم ما
عاقبت با گوشه ای از هر دو عالم ساختیمکنج چشم سرمه آلودی هوس داریم ما
عشق سرکش را به جسم زار، الفت داده ایمصد نیستان شعله در آغوش خس داریم ما
زندگانی در گرفتاریست ما را چون حباباز قفس گوییم جویا تا نفس داریم ما