شمارهٔ ۱۵۰
افتاد عکس عارضت ای مه جبین در آبشد موسم بهار گل آتشین در آب
شمشیر موج تیغ سیه تاب می شودشوید سیاه بخت غمت گر جبین در آب
با اشک ریزد از مژهٔ صافست گر دلتآری همیشه درد بود ته نشین در آب
مینای چرخ تا شده لبریز اشک مامانند درد اده نهان شد زمین در آب