شمارهٔ ۱۴۰
آه از بیداد چرخ دون که گردید از جفاآتش افروز بلا در دودمان مصطفا
داد از بی مهری چرخ ستم پرور که کردزهر غم در کاسه لب تشنگان کربلا
آه از مظلومی آن ثالث هشت و چهارداد از ناکامی آن خامس آل عبا
آه از تنهایی آن قرة العین بتولداد از حالی که رفت آندم به شاه اولیا
آه از درد جگرسوزی که بر زهرا رسیدداد از محرومی آن نور چشم مرتضا
آه از داغی که تا دنیاست نپذیرد علاجداد از دردی که باشد تا قیامت بی دوا
بعد ازین جویا من و توفیق طوف درگهشبعد ازین دست من و دامان دشت کربلا