گنج

شمارهٔ ۱۳۹

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: یدترا۷ بیت
شب خیالم به خواب دید تراچقدرها به بر کشید ترا
مور ره یافته به خرمن گلیا خط عنبرین دمید ترا
پای تا سر مزه است اندامتبه نگه می توان چشید ترا
آب رنگی نماند با لعلتتشنه ای ظاهرا مکید ترا
گل و شمشاد و سرو را دیدمبه همه ناز می رسید ترا
باز مانده زکار قطره زدنبسکه اشکم ز پی دوید ترا
گشت جویا ز خود تهی چون ماهتا تواند به بر کشید ترا