گنج

شمارهٔ ۱۲۰

قافیه: ارمرا۵ بیت
بی طلب آورد مستی دوش دلدار مراآن گل خودرو چه رنگین کرد گلزار مرا
در بهاران بسکه لبریز طراوت شد چمننکهت گل موج سیلاب ست دیوار مرا
گشته هر برگ گلی بر آتش دل دامنیدر بهاران رونق دیگر بود کار مرا
داد و بیداد از لبم بی خواست گر خیزد چه دور؟ظرف، دلتنگی نماید شوق سرشار مرا
هر که جویا دورتر باشد به دل نزدیک تررتبهٔ یاری بود پیش من اغیار مرا