گنج

شمارهٔ ۱۱۹

قافیه: الما۸ بیت
از ترک آرزو بفزاید کمال ماچون موج پرفشاندن دستی ست بال ما
عاشق فریب نیست بت خردسال ماچون بار دل کشد صنم نونهال ما
از خویش رفتگان ره جستجوی دوستپِی را رسانده اند به راهِ خیالِ ما
از سر به توبه، گرمی شوق می ام نرفتنشکست این تب از عرق انفعال ما
عمریست بوسه ای ز تو می خواهم و هنوزبال طپش زند ز لب ما سوال ما
در دام، صید از طپش افزون فتد به بندشد زیرچرخ، بال و پر ما، و بال ما
کام دلم بر آر به یک بوسه زان دو لبپیش تو ممکن است خیال محال ما
جان جهانیان همه پهلو به تن زندجویا ز بسکه گشته مکدر زلال ما