شمارهٔ ۱۱
داغ تو بود لاله صفت زیب تن ماچون غنچه بود زخم تو جزو بدن ما
دور از گل رخسار تو مانند شکوفهاز پنبهٔ داغ است به تن پیرهن ما
ما بلبل پر سوختهٔ گلشن عشقیمنشکفت گلی غیر جنون از چمن ما
ای مرده دلان یک نفس از ما نگریزیدبوی دم عیسی شنوید از سخن ما
خو کردهٔ آغوش نزاکت منشانیماز پرتو مهتاب سزد پیرهن ما
داریم ز بس حسرت دیدار چو جویاهم مجلس تصویر بود انجمن ما