شمارهٔ ۱۰
کی به گوش او کند جا ناله های زار ماسرمهٔ آواز شد خون دل افگار ما
غنچه سان از شکوه گر لبریز خون دل شویمگل کند رنگ خموشی از لب اظهار ما
می رویم افتان و خیزان در ره دردت چو گرهمی توان بر حال ما بی پرداز رفتار ما
گفتگوی ما اسیران جز صغیر درد نیستمی تراود ناله چون نی از لب گفتار ما
از خیالش کلبه ام جویا تجلی زار شدحیرت دیدار دارد صورت دیوار ما