گنج

شمارهٔ ۱۰۶۱

قافیه: ورنیستی۴ بیت
زاهد از خشکی است کز مینا کند پهلو تهیساحل لب تشنه از دریا کند پهلو تهی
از نسیم حرف سرد این نصیحت پیشگانشمع بزم ما مباد از ما کند پهلو تهی
شهرتش چون قاف بر اطراف عالم می دودهمچو عنقا آنکه از دنیا کند پهلو تهی
در هراسند اهل دل از صحبت دیوانگانبحر از سیلاب از آن جویا کند پهلو تهی