شمارهٔ ۱۰۶۰
خود را چو زخود جدا بیابیشاید که نشان ما بیابی
می ریختی و سبو شکستیای محتسب از خدا بیابی
بینی چون قد جامه زیبشپیراهن خود قبا بیابی
در کشور فقر باش جمشیدتا جام جهان نما بیابی
هرگز ز وفا نیابی ایدلآن ذوق که از جفا بیابی
چون سرمه کنی به دیده ها جاگر خود را خاک پا بیابی
کی کام تو بی طلب برآیدیعنی که بجوی تا بیابی
جویا یک بار یا علی گوبرخیز که مدعا بیابی