گنج

شمارهٔ ۱۰۲۵

رفتیم ز بس با دل پر شور در این راهشد نقش قدم خانهٔ زنبور در این راه
در گام نخستین ز سلیمان گذرد پیشگر عشق ببندد کمر مور در این راه
در عشق تو با لشکر غم هر که ز خود رفتاز فیض شکست آمده منصور در این راه
تا جان ندهی راه به مقصد نتوان بردفرهاد از این ره شده دستور در این راه
بر راحلهٔ ضعف کسی را که سوار استچاهی شده هر نقش پی مور در این راه
جویا غزل فکرت رنگین سخنست این‏«داریم قدم بر قدم مور در این راه»‏