شمارهٔ ۱۰۲۶
می کشد عکس ترا پر تنگ در بر آینهبی حیا بی آبرو بی شرم کافر آینه
همچو برگ گل هوا گیرد ز پشت دست عکسچهره گردد با صفای عارضش گر آینه
گوییا خورشید سر بر کرده است از جیب صبحعکس رخسارش چو گردد جلوه گر در آینه
از صفای ظاهر اهل جهان ایمن مباشجوشنی زیر قبا دارد ز جوهر آینه