شمارهٔ ۱۰۲۴
برنتابد دیدهٔ خونین ما بار نگاهزان سبب با چشم دل باشیم در کار نگاه
روز وصلت مردم چشمم بسان عنکبوتمی دود از شوق دیدار تو بر تار نگاه
چشم بستن می نماید جلوهٔ دیدار دوستهست حایل در من و معشوق دیوار نگاه
ترک چشمش باز امشب از سیه مستی بریختدر گریبان دل ما جام سرشار نگاه
کیست آگه غیر دریا از ته کار حبابکس چو دریا جویا نفهمیده است اسرار نگاه