گنج

شمارهٔ ۱۰۲

همچو گل تنها همین نبود صفا حسن تراصد ادا باشد نهان در هر ادا حسن ترا
بارها سنجیده ام با عارض خورشید و ماهرتبهٔ دیگر بود نام خدا حسن ترا
چون نباشد لایقت غیر تو دیگر هدیه ایداده ام آیینهٔ دل رونما حسن ترا
همچو مه گر ظلمت شبها فروزان تر شودتیره بختی های ما داده جلا حسن ترا